چند وقت پیش فیلم عواقب ۲۰۱۹ به کارگردانی جیمز کنت را دیدم. قصه راجع به زنی به نام راچل است که پسر خردسالش را بر اثر بمباران نازی ها در بریتانیا از دست می دهد.
لوئیس مورگان شوهر راچل عضو ارتش بریتانیا در هامبورگ است. با پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم، لوئیس از او می خواهد تا به آلمان نزد وی برود.
آنان در یکی از خانه های آلمانی ها که در جریان جنگ سالم مانده، ساکن می شوند. خانه متعلق به مهندسی آلمانی به نام استفان لوبرت است که با دختر نوجوانش فِرِدا در آنجا زندگی می کند. استفان، زنش را در جریان بمباران بریتانیایی ها در آلمان از دست داده است.
لوئیس باید استفان و دخترش را به کمپ بفرستد ولی او از چنین کاری می شرمد و به آنان اجازه می دهد تا در طبقه بالای خانه زندگی کنند. اما راچل نگران است که آنان همدست نازی ها بوده و در مرگ پسر خردسالشان نقش داشته اند.
روزی راچل، از استفان می پرسد: آیا تابلوی نقاشی روی دیوار را قبل از آمدن آنان به خانه، با تصویر هیتلر پوشانده بودند؟ استفان به او می گوید: «برای شما ساده است. جنگ پایان یافت و شما به عنوان فاتح به خانه هایتان برگشتید. وجدان شما آسوده است. تو از ما متنفری».
فیلم عواقب، به زیبایی مفهوم نفرت و غلبه بر نفرت پس از جنگ را نشان می دهد. آلمانی ها متنفر از بریتانیایی ها که در جریان جنگ، خانه هایشان را بمباران و حالا پس از جنگ آمده اند تا در بازسازی آلمان نقشی ایفا کنند. بریتانیایی هایی مثل راچل نیز از آلمانی ها متنفر که خانه هایشان را در جریان جنگ بمباران نموده بودند.
قصه راچل و استفان، مثل قصه حمله امریکا به افغانستان است. عده ای هنوز از امریکایی ها به خاطر حمله به افغانستان متنفرند و عده ای، امریکایی ها را فرشته نجات می دانند مخصوصا هزاره هایی که پس از حمله امریکا به مواضع طالبان، از قتل عام های سیستماتیک طالبان رهایی یافتند.
قصه راچل و استفان، مثل قصه طالبان و زنان است، مثل قصه طالبان و هزاره ها است. دولت در حال آزاد کردن زندانیان طالبان است و ما زنان و هزاره ها و مخصوصا زنان هزاره که هم به دلیل جنسیت، هم به دلیل قومیت و هم به دلیل مذهب مورد تنفر طالبان هستیم، از خود می پرسیم: آینده مان چه خواهد شد؟ همه طالبان، از قوم پشتون هستند. چگونه با پشتون ها مهربان باشیم؟
قصه راچل و استفان، مثل قصه عاملان فاجعه افشار و زنان هزاره است. اکثر اعضای شورای نظار، تنظیم دعوت اسلامی افغانستان و حزب حرکت اسلامی افغانستان پشتون ها، تاجیک ها و سادات هستند. چگونه با پشتون ها، تاجیک ها و سادات مهربان باشیم؟
پس از حمله امریکا به افغانستان، فرصتی برای ازدواج های فراقومی بوجود آمد. ماجرای ازدواج محمد علی پسر هزاره و شیعه با دختری تاجیک و سنی به نام زکیه، در جهان خبرساز و به عنوان «رومئو و ژولیت افغانستان» مشهور شدند.
حالا در زمانه کرونا، جهان به دنبال یافتن منشا کویید ۱۹ در چین است و چینی ها مخالف هر گونه تحقیقاتی در این زمینه. یک محقق چینی در امریکا که روی منشا کرونا تحقیق می کرد، به قتل رسید. از طرفی دیگر چین واردات ۱۸ میلیاردی گوشت از استرالیا را که خواهان تحقیق روی منشا کروناست، ممنوع کرد. نفرت از چینی ها به خاطر اینکه ویروس کویید ۱۹ ازشهر ووهان چین، پیدا شده در برخی مناطق دیده می شود. این مساله حتی در اولین فیلم راجع به کرونا به نام «کرونا» به کارگردانی مصطفی کشوری نیز اشاره شده است. از طرفی دیگر، مهاجران خارجی در کشورهای مختلف عامل گسترش کویید ۱۹ مطرح شده و نفرت پراکنی علیه آنان نیز رو به گسترش است. سازمان ملل متحد در پاسخ به کویید ۱۹ می گوید: «مهربانی، قرنطینه شده نمی تواند». بیایید با یکدیگر، مهربان باشیم.
آنان در یکی از خانه های آلمانی ها که در جریان جنگ سالم مانده، ساکن می شوند. خانه متعلق به مهندسی آلمانی به نام استفان لوبرت است که با دختر نوجوانش فِرِدا در آنجا زندگی می کند. استفان، زنش را در جریان بمباران بریتانیایی ها در آلمان از دست داده است.
لوئیس باید استفان و دخترش را به کمپ بفرستد ولی او از چنین کاری می شرمد و به آنان اجازه می دهد تا در طبقه بالای خانه زندگی کنند. اما راچل نگران است که آنان همدست نازی ها بوده و در مرگ پسر خردسالشان نقش داشته اند.
روزی راچل، از استفان می پرسد: آیا تابلوی نقاشی روی دیوار را قبل از آمدن آنان به خانه، با تصویر هیتلر پوشانده بودند؟ استفان به او می گوید: «برای شما ساده است. جنگ پایان یافت و شما به عنوان فاتح به خانه هایتان برگشتید. وجدان شما آسوده است. تو از ما متنفری».
فیلم عواقب، به زیبایی مفهوم نفرت و غلبه بر نفرت پس از جنگ را نشان می دهد. آلمانی ها متنفر از بریتانیایی ها که در جریان جنگ، خانه هایشان را بمباران و حالا پس از جنگ آمده اند تا در بازسازی آلمان نقشی ایفا کنند. بریتانیایی هایی مثل راچل نیز از آلمانی ها متنفر که خانه هایشان را در جریان جنگ بمباران نموده بودند.
قصه راچل و استفان، مثل قصه حمله امریکا به افغانستان است. عده ای هنوز از امریکایی ها به خاطر حمله به افغانستان متنفرند و عده ای، امریکایی ها را فرشته نجات می دانند مخصوصا هزاره هایی که پس از حمله امریکا به مواضع طالبان، از قتل عام های سیستماتیک طالبان رهایی یافتند.
قصه راچل و استفان، مثل قصه طالبان و زنان است، مثل قصه طالبان و هزاره ها است. دولت در حال آزاد کردن زندانیان طالبان است و ما زنان و هزاره ها و مخصوصا زنان هزاره که هم به دلیل جنسیت، هم به دلیل قومیت و هم به دلیل مذهب مورد تنفر طالبان هستیم، از خود می پرسیم: آینده مان چه خواهد شد؟ همه طالبان، از قوم پشتون هستند. چگونه با پشتون ها مهربان باشیم؟
قصه راچل و استفان، مثل قصه عاملان فاجعه افشار و زنان هزاره است. اکثر اعضای شورای نظار، تنظیم دعوت اسلامی افغانستان و حزب حرکت اسلامی افغانستان پشتون ها، تاجیک ها و سادات هستند. چگونه با پشتون ها، تاجیک ها و سادات مهربان باشیم؟
پس از حمله امریکا به افغانستان، فرصتی برای ازدواج های فراقومی بوجود آمد. ماجرای ازدواج محمد علی پسر هزاره و شیعه با دختری تاجیک و سنی به نام زکیه، در جهان خبرساز و به عنوان «رومئو و ژولیت افغانستان» مشهور شدند.
حالا در زمانه کرونا، جهان به دنبال یافتن منشا کویید ۱۹ در چین است و چینی ها مخالف هر گونه تحقیقاتی در این زمینه. یک محقق چینی در امریکا که روی منشا کرونا تحقیق می کرد، به قتل رسید. از طرفی دیگر چین واردات ۱۸ میلیاردی گوشت از استرالیا را که خواهان تحقیق روی منشا کروناست، ممنوع کرد. نفرت از چینی ها به خاطر اینکه ویروس کویید ۱۹ ازشهر ووهان چین، پیدا شده در برخی مناطق دیده می شود. این مساله حتی در اولین فیلم راجع به کرونا به نام «کرونا» به کارگردانی مصطفی کشوری نیز اشاره شده است. از طرفی دیگر، مهاجران خارجی در کشورهای مختلف عامل گسترش کویید ۱۹ مطرح شده و نفرت پراکنی علیه آنان نیز رو به گسترش است. سازمان ملل متحد در پاسخ به کویید ۱۹ می گوید: «مهربانی، قرنطینه شده نمی تواند». بیایید با یکدیگر، مهربان باشیم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر